خیلی عصبانی هستم
یک وبلاگ برای آزادی مانا نیستانی راه افتاده. اگر دوست دارید لینک آن را در وبلاگ هایتان قرار دهید. کاش اسمی هم از مهرداد قاسمفر برده می شد.
یک موضوعی که از دیروز تا حالا فکرم را مشغول کرده بود این است که چرا خیلی از بچه های روزنامه نگار و اساتید درباره دستگیری مانا و مهرداد و توقیف موقت روزنامه ایران مطلبی ننوشته اند.
می گویم اساتید چون چند تایی از این اساتیدی که الان خیلی هم نوچه دور خودشان جمع کرده اند از همون روزنامه ایران بود که در مطبوعات مطرح شدند. اگر انتشارات روزنامه ایران نبود،آقای دکتر...کی می توانست کتاب هایش را منتشر کند؟
اگر دانشکده خبر نبود فلان خانم روزنامه نگار کجا می توانست روزنامه نگار شود؟ و همان موقع هم در روزنامه ایران کار کند؟ چطور می تواند با مهرداد و مانا سلام و علیک کند و میز کناری آنها بنشیند اما الان که در زندان افتاده اند در وبلاگش یک خط هم ننویسد و از دیدار مانوئل کاستلز از خبرگزاری میراث فرهنگی بنویسد؟من نمی دانم چطور می شود آدم دم از روزنامه نگاری و حرفه یی بودن بزند و اینطور خبرها را ایگنور کند و به جای آن به جشن تولد 50 سالگی فلان استاد بپردازد؟
این محافظه کاری است؟ به گمانم استاد 50 ساله خوب محافظه کاری را در دانشگاه ها یاد داده.
از این پست معلومه که خیلی عصبانی هستم. این و این را هم خواندم و بیشتر عصبانی شدم.اما خوب است که خسرو،علی مصلح و چند نفر (+ + + + + + ) دیگر خیلی پیگیر هستند و مرتب می نویسند.
یک موضوعی که از دیروز تا حالا فکرم را مشغول کرده بود این است که چرا خیلی از بچه های روزنامه نگار و اساتید درباره دستگیری مانا و مهرداد و توقیف موقت روزنامه ایران مطلبی ننوشته اند.
می گویم اساتید چون چند تایی از این اساتیدی که الان خیلی هم نوچه دور خودشان جمع کرده اند از همون روزنامه ایران بود که در مطبوعات مطرح شدند. اگر انتشارات روزنامه ایران نبود،آقای دکتر...کی می توانست کتاب هایش را منتشر کند؟
اگر دانشکده خبر نبود فلان خانم روزنامه نگار کجا می توانست روزنامه نگار شود؟ و همان موقع هم در روزنامه ایران کار کند؟ چطور می تواند با مهرداد و مانا سلام و علیک کند و میز کناری آنها بنشیند اما الان که در زندان افتاده اند در وبلاگش یک خط هم ننویسد و از دیدار مانوئل کاستلز از خبرگزاری میراث فرهنگی بنویسد؟من نمی دانم چطور می شود آدم دم از روزنامه نگاری و حرفه یی بودن بزند و اینطور خبرها را ایگنور کند و به جای آن به جشن تولد 50 سالگی فلان استاد بپردازد؟
این محافظه کاری است؟ به گمانم استاد 50 ساله خوب محافظه کاری را در دانشگاه ها یاد داده.
از این پست معلومه که خیلی عصبانی هستم. این و این را هم خواندم و بیشتر عصبانی شدم.اما خوب است که خسرو،علی مصلح و چند نفر (+ + + + + + ) دیگر خیلی پیگیر هستند و مرتب می نویسند.

6 اظهارنظر
hagh ba shomast! mana taghsiri nadasht!
azari zaban ha ham ziadi bozorgesh kardand!
vase ye dastmal ke gheisarie ro atash nemizanan!
واقعا چه ذات كثيفي دارند بعضي از آدمها
salam ... manham logo ro gozashtam
اين استاده همونی نيست که چندوقت پيش هودر هم بهش گير دادهبود؟ منهم بابت سختگيريهای جديد به اساتيد و درگيريهای دانشگاههای تهران به وبلاگش سر زدم ببینم چه خبره ديدم هيچی! کلی مطلب و لينک خنثی! انگار نه انگار که توی مملک و دانشگاهها خبری هست!
ضمنا من به وبلاگ شما (از طريق بلاگ ادز) سر زدم و مطالب متين شما رو خوندم و میخونم... پاينده باشيد.
This comment has been removed by a blog administrator.
سلام خانم روزنامه نگار محترم
مقاله شما را در پي گيري اطلاع از كاريكاتور جنجالي اخير خواندم گر چه از مطلب كنائي شما راجع به آقاي 50 ساله شخص مشخصي به يادم نيامد و از هويت خود شما نيز اطلاعي پيدا نكردم من يك روزنامه خوان عادي هستم و نام و نشان ارباب جرايد را نمي دانم و جريان اخير مرا به جستجو در ميان وبلاگهاي خبري و روزنامه نگاري واداشت بنا براين با توجه به جنجالي بودن موضوع بالاخره با اينور و اونور گشتن سرانجام راز اين كاريكاتور جنجالي كذايي را باز كردم و پس از ديدن كاريكاتور مربوطه اين ا سوال برايم پيش آمد كه كجاي اين موضوع اينقدر جنجال آفرين است . همه دعوا بر سر يك كلمه اتفاق افتاده كه در يكي از تصاوير از ميان چندين تصوير ديگر با عنوان روشهاي مبارزه با سوسك و دريكي ازروش ها به نام گفتمان , يك سوسك در جواب سوالهاي انگليسي يك پرسوناژكاريكاتور مي گويد
"Na ma na"
البته اين اشاره به زبان آذري حاوي احترام به آذري زبانان نيست ولي صرفا ميتواند بيان يك مصطلح مردمي باشد كه كاريكاتوريست بكار برده است شايد بارها اتفاق افتاده باشد كه ما نيز در جواب چيزي كه نفهميديم از عبارت "نه م نه " استفاده كرده ايم و انصاف نيست اشاره اي يك كلمه اي در يك مجموعه بلند بالاي طنز در محافل وارگانهاي حكومتي به توطئه ژورناليستي تبديل بشود من اين اشاره طنز آميز را تائيد صريح نمي كنم ولي چنين جنجالي در اين ابعاد وسيع نيتواند صرفا در جواب اين طنز و كاريكاتور مربوط به آن باشد بنابراين شايسته است اجازه دهيم چنين مسايلي با ارجاع به محاكم قانوني مطبوعاتي وبا پي گيريهاي مطبوعاتي معمول رفع و رجوع شود و از آنها اينگونه آشوب و بلواي بي مورد و تحريك آميز و شك بر انگيز براه نيندازيم و با رفتار هاي تند و خشونت آميز بدور از هر گونه منطق و موازين اصول گرايانه گروه ها و اقشار دست اندر كار روزنامه نگاري را متوحش نسازيم كه پيامد چنين رفتارهاي بجز دلسردي ارباب جرايد و خبرنگاران ومقاله نويسان و كاريكاتوريستهاي مطبوعاتي و رواج خشونت طلبي اجتماعي وسوء استفاده كشورهاي مترصد اعلام خشونت و وتروريسم در كشور ايران نتيجه ديگري نخواهد داشت .
در ضمن با اجازه شما لينك وبلاگ تان را در وبلاگ خودم گذاشتم
Post a Comment
Links to this post:
Create a Link
<< Home